یک بار ازکنار دریا عبور کردی
یک عمر
امواج
برای بوسیدن جای پایت
می آیند و می روند
قلک بغض هایم را که بشکنم
باز
ناز تو را خواهم خرید و
یک بسته مدادرنگی
و با هر رنگش
باز
ناز تو را خواهم کشید
زخم زندگی ات منم
همه به زخمهایشان دستمال می بندند
تو
اما
به زخمت
دل بسته ای
تمام فلسفه ها را نوشت تا آدم
چه کار می کند این سرنوشت با آدم
درست ساعت تقسیم زندگی ، شیطان
شناسنامه ی شیطان گرفت و ما آدم
و اشک های خدا روی خاک رقصیدند
شروع شد کلمه با زمین ، خدا ، آدم
نگاه ها که پراز اشک های مسروقه است
همیشه مدرک جرم هزارتا آدم
امان از این همه رویای کاغذی! ای وای!
شکست کشتی ات انگار ، نا خدا آدم
و با وجود لغت نامه های قلابی
چه فرق می کند آقای ایکس یا آدم ؟
"شناسنامه تان یک دروغ تکراری ست"
قبول ! ماغزلی ناقص و شما آدم . . .

یک لحظه چشم های تو را دیدم
عجب تماشایی
وسر شاخه های دلم
سبزشد
جوانه زد
قلم برداشتم که . . .
نه
من این سیب سرخ را
با هیچ کس قسمت نخواهم کرد

مانده ام چه کنم؟
درخت می شوم
تو پاییزی
کشتی می شوم
تو بی نهایت طوفان ها
تفنگت را بردار و حرفت را راحت بزن!
جنگجو شده ای
حالا می خواهی انتقام بگیری
تمام دنیا با توست
من
یاری ندارم
سربازانت می رسند
نیزه ای قلب مرا می شکافد
دوستت دارم ها بر ملا می شود
باشد نیا اصلا ببین من از تو بیزارم
بنگر رسیده تا کجا از دست تو کارم
تو آن طرف تر ایستاده ساکت و ساده
من این طرف در دام تنهایی گرفتارم
امروز یا فرداست تا یاد عذ ابت را
با دستهای خسته ام در خاک بسپارم
حرفی بزن لیموی گس، چیزی بگو آخر
تو می دهی با این سکوت تلخ آزارم
من می روم با کوله باری از غم و اندوه
تا سر به روی شانه ی تقدیر بگذارم
با اینهمه . . . با اینهمه . . . با اینهمه بگذار
من حرف آخر را بگویم "دوستت دارم"