قطار می رود . . .
تو می روی . . .
تمام ایستگاه می رود . . .
و من چقدر ساده ام
که سال های سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان به نرده ی ایستگاه تکیه داده ام . . .